گزارش پوموری | Azarkouh | Iran


گزارش صعود قلّه پوموری 

 


صعود موفقیت آميز بر قلّه پوموری (دختر اورست) برای اولين بار از ايران پاييز 1390

برنامه 20 شهریور ماه  سال 1390 با تیم 8 نفره آغاز گردید
با توجه به بدی هوا، بخصوص ابرهای محلی حاکم در منطقه پوموری باعث کندی کار و عدم پیشرفت تیم شده بود، و اعضای تیم فقط توانسته بودند در این مدّت تا کمپ اوّل (کمپ پیشرفته) 5,800 متری پیشروی کرده و هم هوایی کرده باشند، اما شرپاها در روزهای اوّل تا کمپ اوّل 6,100 متر پیشروی و ثابت گذاری کرده بودند، همگی منتظر هوای آفتابی و پایدار بودیم تا صعود نهایی را انجام دهیم، از آنجایی که هر روز وضعیت هوا را دریافت می کردیم اما آنچنان شانس و امیدی برای ادامه کار نبود، در نهایت آخرین صعود به سوی کمپ پیشرفته 13مهرماه انجام گرفت و تصمیم بر این بود که چنانکه اگر هوا خوب باشد ادامه خواهیم داد در غیر اینصورت کلیه تجهیزات را جمع کرده به برنامه خاتمه خواهیم داد 
روز 14 مهرماه با یک هوای آفتابی روبرو شدیم، سریعا کوله ها را آماده کرده و اقدام به صعود کردیم ساعت 9/30 شروع کار با یک دهلیز یخ و سنگ 150 متری و یخچالی که از 60 درجه شیب به تیغه منتهی به کمپ اوّل ادامه دارد آغاز نمودیم، مسیر کاملا سنگ و یخ با شیب های 60 الی 75 درجه و گاهی اوقات با شیب های منفی با ارتفاع کوتاه ادامه داشت تیغه صعود در میان دو درّه عظیم یخچالی قرار گرفته بود، گاهی هوای آفتابی و گاهی نیز مه آلود را پشت سر میگذاشتیم، ساعت 16 به محل کمپ اوّل 6,100 متر رسیدیم تمامی چادر ها با طناب حمایت، و مهار شده بودند، محل چادرها از خطر ریزش بهمن در امان بودند ولی اطراف چادرهای پوشیده از پرتگاه ها بود که برای استفاده از دستشویی باید از طناب استفاده می کردیم آن شب را با بارش نم نم برف سپری کردیم
امروز 15 مهرماه با هوای مه آلود که فقط در منطقه پوموری مستقر بود و گاهی اوقات با کنار رفتن مه، قلّه اورست با هوایی صاف دیده میشد آماده صعود شدیم دو شرپا جلوتر از نفرات برای گشایش مسیر 1 ساعت قبل حرکت کردند و تیم شش نفره بهمراه دو شرپا مسیر را ادامه میدادیم تا اینکه به منطقه وسیع و پهنی که می بایست تراورس می کردیم رسیدیم، این نقطه همان جایی که خطر ریزش بهمن همه را تهدید میکرد، تک به تک تا رسیدن به نقطه امن همه را از تراورس عبور دادیم و از این نقطه خطرناک جان سالم بدر بردیم، به زیر شیب برفی 70 درجه بطول 200 متری که می بایست صعود مستقیم داشته باشیم رسیدیم و صعود را ادامه دادیم، در انتهای این شیب به دیواره یخی برخورد کرده و اجبارا به سمت چپ با تراورس 20 متری با شیب خیلی تند مسیر را ادامه دادیم، در آخر تراورس شیب منفی 2 متری و قسمت بالای این شیب منفی بدلیل شل شدن یخ و برف بعلت تردد نفرات و ضربات گرامپون و کلنگ صعود را برای نفرات آخر دو چندان دشوار ساخته بود، ادامه مسیر با یک شیب 65 درجه بطول 50 متر ادامه داشت همگی به یک محوطه بزرگ یخچالی رسیدیم در ادامه مسیر یک شکاف کم عرض و قابل عبور اما آنسوی شکاف، شیب 80 درجه کاملا بلوری بطول 3 متر ادامه مسیر ما بود، همه بهمراه کوله سنگین با استفاده از تبر یخ و یومار از این نقطه صعود کردند، ادامه مسیر را با شیب 45 درجه طی نمودیم و به زیر دیواره یخی 90 درجه رسیدیم که اینجا بالجبار استفاده از تکه های یخی غیر هم سطح پلکانی که ساختار طبیعی بودند استفاده کرده و بطرف راست مسیر تراورس کردند اونجا با شیب منفی 2 متری روبرو شدیم نفرات این نقطه را با استفاده از تبر یخ و یومار صعود می کردند ولی من و کاجی شرپا که عقب دار تیم بودیم بعلّت تخریب شدن یخ زیر شیب منفی و بالای آن بخاطر ضربه های گرامپون و تبر یخ، این نقطه را برای ما خیلی دشوار ساخته بودند این نقطه انرژی زیادی با کوله بار سنگین از ما گرفت، ادامه مسیر شیب 35 الی 45 درجه به کمپ دوّم منتهی میشد ساعت 17/20 به کمپ دوّم رسیدیم این کمپ بر انتهای شیب یخچالی 45 درجه که در زیر دیواره سنگی قرار داشت با کندن برفها، چادرها بر پا و با طناب مهار شده بودند، نفرات مشغول ذوب کردن برف بودند، هوا نیمه باز و بیشتر نقاط مه آلود بود یخچال زیبای خومبو و قلّه اورست و لوتسه و نوپتسه با عظمتی زیبا در جلوی چشمان قرار گرفته بود، تمامی مسئولیت و سرپرستی ارتفاع و صعود نهایی را بنده عهده دار بودم، هماهنگی های لازم را جهت صعود با کاجی سردار سرپرست شرپاها که 6 بار تجربه صعود پوموری را داشته انجام دادم و قرار بر این شد ساعت 1 شب صعود آغاز گردد من به تمامی نفرات اطلاع داده و همه به استراحت پرداختیم
امروز 16 مهرماه
ساعت 23/30 همه از خواب بیدار شده بودند چون برای آماده شدن زمان زیادی نیاز بود یکی از نفرات تیم آقای سعید رضایی بعلّت سردرد، از صعود به قلّه خودداری کرد، در نهایت ساعت 1/30 نیمه شب، صعود را بطرف قلّه آغاز کردیم، من بعد از کاجی سردار، نفر دوّم بودم و در خصوص چگونگی مسیر و دشواری آن با کاجی هماهنگ میشدم هوا کاملا تاریک بود بجزء زیر پای خود جای دیگری قابل رویت نبود، هنگام عبور از تیغه های برف و یخی و نقاب ها، خلاء را احساس میکردی، یک طرف تیغه، تبت و طرف دیگر آن نپال بود با شیبهای بالای 45 درجه و در بعضی نقاط با شیب منفی های خیلی کوچک مواجه بودیم، صعود را در سرمای سوزناک با حرکتی کند ادامه میدادیم همه در تلاش آن بودند که پاهای خود را با حرکتهای درجا گرم نگهدارند، بعد از عبور از شیب یخی 55 درجه و تراورس آخری به یک محوطه برفی با شیب 40 درجه زیر قلّه رسیدیم، آفتاب خود را از پشت گردنه جنوبی اورست بآرامی نمایان می ساخت ما نیز منتظر طلوع خورشید بودیم تا کمی خودمان را گرم کنیم در اوایل صبح بعد از ساعت 6/30 همه جا باز و قابل رویت بود و از مناظر اطراف عکسبرداری کردیم، گردنه جنوبی و شمالی اورست در دو نقطه متفاوت یکی در خاک نپال و دیگری در خاک چین (تبت) بوضوح دیده می شدند و آمادابلام مخروطی شکل نیز در دورادور منظره خاصی داشت، با کمی استراحت در نقطه امن و با نوشیدن چایی و خوردن شکلات به خود انرژی داده و شیب منتهی به زیر قلّه پوموری را آغاز نمودیم هوا هنوز باز بود گاهی ابرهای محلی منطقه را در بر میگرفت و دوباره باز میشد این بار ابرهای محلی از سوی کمپ اصلی آغاز شده و با گرم شدن هوا، رو به ازدیاد شدن و بالا آمدن آنها مواجه شدیم، آخر شیب 45 درجه با یک تراورس 10 متری به دیواره یخی بلوری 65 درجه می رسید، با توجه به خستگی نفرات همه با قدرت تمام با استفاده از تبرهای یخی که بلورهای یخی را بر اثر ضربه به هوا پراکنده می کرد یومار میزدند، من در آخر تیم نظاره گر این هیجان و زیبایی صعود بودم نفرات جلویی پا بر قلّه نهاده بودند من و کاجی نیز قدم های آخر را طی می کردیم، و قلّه ... قلّه.. ساعت 8/30 بامداد روز سه شنبه 16 مهرماه 1390 بر فراز قلّه پوموری ایستادیم، همه بعد از به آغوش کشیدن همدیگر به عکسبرداری پرداختیم، متاسفانه ابرهای محلی از ما سریعتر جا بجا می شدند و در پس زمینه عکسهای قلّه، نتوانستیم منطقه اورست را به تصویر بکشیم، با آمدن ابرها و مه، بارش نم نم برف نیز ادامه داشت، ساعت 9/10 را نشان می داد فرود را آغاز کردیم این بار من و تمبا شرپا نفرات آخر تیم بودیم فرود از آخرین نقطه دیواره یخی انجام شد و به شیب برفی رسیدیم که این قسمت فقط یک ساعت بطول انجامید هوا سردتر شده بود خوشبختانه وضعیت جسمانی نفرات خیلی خوب بود و هر گونه مشکلی نداشتیم ، فرودها را از شیبهای متفاوت، گاهی بر روی نبش های دراز برفی و گاهی بر روی پیچ های یخی ادامه می دادیم، هوا خراب شده بود اطراف منطقه دیده نمی شد و بارش برف ادامه داشت و دید کمتر شده بود، به نقطه ای رسیدم که مسطح و پوشش برف بیشتری داشت ساعت 16/30 را نشان میداد کاجی سردار ادامه مسیر را گم کرده بود دو شرپای دیگر با کاجی دنبال مسیر می گشتند باتری جی پی اس تخلیه شده بود، خلاصه بعد از 1/5 ساعت معطلی، با پیشنهاد من که مسیر از اون نقطه خواهد بود توانستند مسیر فرود را بیابند، آخرین فرود به طول 250 متر به سوی کمپ آخر ادامه داشت همه با خستگی خیلی زیاد توانستند به چادرها برسند ولی داندی شرپا و تمبا شرپا با توجه به دیر بودن زمان، فرود به پایین را ادامه دادند و شبانه با جمع کردن چادر کمپ اوّل، خودشان را به کمپ اصلی رساندن

روز 17 مهرماه، چادرهای را جمع کرده به سرپرستی سردار کاجی فرود آغاز گردید، بعد از یک فرود در شیب 45 درجه و سپس به پیشانی شیب منفی رسیدیم بعد از فرود دشوار به سمت چپ، فرود تراوسی انجام دادیم این بار سردار کاجی و من، نفرات آخر تیم بودیم فرودها ادامه داشت تا که به منطقه بهمنی رسیدیم اونجا را با دقّت و تک به تک پشت سر گذاشتیم همه بچه ها بسلامت به کمپ اول 6,100 متر رسیده بودند و منتظر ما بودند، با رسیدن به پیش تیم و کمی استراحت، از تیغه برفی که هنگام صعود به کمپ اوّل منتهی بود به آرامی و با دقت فرود را آغاز کردیم و به شیب 75 درجه آبشار یخی بطول 10 متر رسیدیم آنجا را با احتیاط پشت سر گذاشتیم و با دو مورد فرود از شیبهای برفی و سنگی منطقه برفی را ترک کردیم و به دهلیز های سنگی توام با یخ، که با کارگاه هایی که با میخ سنگ ایجاد شده بود می رسیم اینجا آخرین طول طناب 11 میل زرد است که با کارگاهی که بر روی تکه سنگی ثابت گزاری شده بود این دهلیز سنگی توام با کمی یخ تا پایان مسیر ادامه داشت ساعت 15/15 دقیقه به انتهای آخرین طول طناب میرسیم، آقای رضا کفاش و مهندس ده بالایی با شور و شوق برای تیم آب گرم و میوه و خوردنی آورده بودند همگی راهی کمپ اوّل که بیش از 100 متر فاصله نداشت شدیم، با کمی استراحت در کمپ اوّل (کمپ پیشرفته) و با کم کردن
لباس و کفشها، راهی کمپ اصلی شدیم

تیم در مورخه 1390/7/21 وارد کاتماندو شد و در تاریخ 1390/7/22 در وزارت توریست و جهانگردی هنگام دریافت حکم صعود، ضمن عرض تبریک اوّلین صعود ایرانیها بر قلّه پوموری اظهار داشتند که تیم اکراین بعد از تلاش ناموفق از تیغه جنوب غربی، صعود را از مسیر جنوب شرقی آغاز کردند و بعد از 5 روز از تیم ایرانیها به قلّه رسیدند و خبر داده بودند که از طناب های ثابت تیم ایرانی ها استفاده کرده بودیم

لازم به یادآوری است تیم اکراین با شرکت سون سامیت نپال یک هفته بعد از تیم ما به کمپ اصلی پوموری رسیده بودند و فعالیت آنها از طریق تیغه جنوب غربی بود اما بدلیل آسیب دیدن یکی از نفرات، ادامه فعالیت را از  طریق مسیر تیغه جنوب شرقی، بعد از اینکه تیم ما کمپ اصلی را ترک کرده بودند آغاز کرده اند
 تیم در مورخه 1390/7/26 وارد تهران شدند
محمد رضا کفاش مربی و سرپرست تیم کارخانه لوله و ماشین سازی، کمپ اول 5,800 متر
علیرضا مشعوف از کارخانه لوله و ماشین سازی، قلّه پوموری 7,161 متر
تیمور شاهب از کارخانه لوله  و ماشین سازی، قلّه پوموری 7,161 متر
محمد قره گوزلو از کارخانه لوله و ماشین سازی، قلّه پوموری 7,161 متر
غلامرضا رضایی دودانی از کارخانه لوله و ماشین سازی، کمپ سوّم 6,500 متر
مسعود آقابالایی سرپرست اکسپدیشن – مجری - قلّه پوموری 7,161 متر
محمد تقی پیوندی پزشک تیم، قلّه پوموری 7,161 متر
اکبر اکبری ده بالایی کمپ اوّل 5,800 متر